Archive for بهمن, ۱۳۸۸

۸م بهمن
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

وقتی با پسر ِ فلان آقازاده و آقازاده ء فلان حضرت و… خان صادق محصولی! تو یه خوشه بیافتی… تازه می فهمی غوره نشده مویز شدن یعنی چـــــــه!

-

  • روزی بود که به طرح فلان کاندیداها واسه پرداخت نقدی پول نفت به ملت می خندیدن! مملکت کوچولویی ِ… مگه نه موشولو؟!

-

برچسب ها:
۳م بهمن
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

تو تریبون نماز جمعه صداشون می کنن برادر،

جلوی در دانشگاه به زن برادر حمله می کنن،

تو قزوین به ماشین اون یکی برادر تیراندازی می کنن،

وسط پایتخت تیر میشونن وسط قلب  برادرزاده این یکی برادر!!

-

  • احمد، داداش گاهطی کردی؟
  • آقا خدا رو شکر ما همون خس و خاشاک ِ معترض  ِمختشش ِ! محارب ِ گوساله ء بزغاله هستیم! شوما خیلی خونواده خطرناکی هستینــــااااا!

-

برچسب ها:
۲۷م دی
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

یعنی قدم می زنی تو اینباکسهای ما، حتی اس ام اس های ما، حتی لایکهای فرفر و ریدر و فیس بوکمون؟ اوووف… چه عقابی شما بابا !

-

  • عقاب جان، فقط تو به من بگو چرا یادت می رود من ِ سالهای ۶۰، دیگر بزغاله نفهم گله نیستم! چرا یادت می رود به اندازه مرگ سلولهای خاکستریت، سلولهای من تکثیر شده است در هوای وطن؟

-

برچسب ها:
۲۱م دی
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

-واااای، چه کوچولوی نازــــــــــــی، اسمش رو چی گذاشتین؟

+:)  اسمش رو گذاشتیم “محارب”! می خوایم وقتی بزرگ شد آزاده باشه و آزاده بمیره. . .

—-

حتی اگر دین نداشت… حتی

برچسب ها:
۱۳م دی
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

دیروز:

خدایا، یعنی چه بلایی به سرش اومده؟ همه بیمارستانها رو زنگ زدم… دیگه فقط پزشک قانونی به ذهنم میرسه : ((

امروز:

خدایا، یعنی چه بلایی به سرش آوردن؟ اوین رفتم کسی پاسخگو نیست.کهریزک و عشرت آباد و قرارگاه (ص) هم که…! یعنی کجا دفنش کردن؟: ((

برچسب ها:
Previous
  • شما در حال مشاهده بایگانی نيمه خالی ليوان برای زمان دی, ۱۳۸۸هستید.