Archive for آذر, ۱۳۸۸

۷م آذر
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

و اینکه بدونی، یه روزی میاد که همه حسرت این روزها رو می خوریم!!
ایــــــنه که درد آدم رو زیاد می کنه! اینه!

برچسب ها:
۱م آذر
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

آقا، یک بقچه امید دارید به من قرض بدهید؟ قول می دهم ۱۶ آذر دوبرابرش را پس تان بدهم. . .

برچسب ها:
۲۹م آبان
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

سرکار خانوم در ادامه افزودند: تا امروز فقط نیم میلیون نفر بر اثر آنفلانزای خوکی مرده اند، که خیلـــــــــی از پیش بینی ما کمتر بوده و ما انتظار داشتیم لااقل ۲۴ میلیون نفر سقط شوند! که این نشان دهنده موفقیت ما در کنترل و پیشبرد بیماری است!!

ایشان ضمن تاکید مجدد بر اینکه بسیار با عرضه هستند اضافه کردند: واکسن که ساختیم! داریم به همه دنیا صادر می کنیم. در کنار همون درمان بیماران قطع نخاعی. یه سری واکسن به درد نخور هم وارد کردیم که میدیم سران مملکت بزنن که پیش مرگ بچه مدرسه ای ها بشن خب!!

در خاتمه، این وزیر با کفایت به خبرنگار فارس گفتند:‌ بین خودمان باشد، اصلا این بیماری خیلی هم خوب است. گرفتن آن را به مردم توصیه می کنیم! به خدا!!!


  • با نهایت تاسف این پست را نوشتم.
  • چند میگیری گریه نکنی؟
برچسب ها:
۲۵م آبان
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

آی عزیزای دلم

یه روزی،

ایوون از پرستوها پر میشه باز، غصه ها از دلامون رانده میشن، غزلهای مهربون خونده میشن. . .

  • : )
  • : |
  • دروغ گفتم….! اما، تو باور کن!
برچسب ها:
۱۹م آبان
۱۳۸۸
ارسال شده توسط لیوان

چترت را کنار ایستگاهی در مه

فراموش کن

خیس و خسته بیا

نمی خواهم شاعر باشی. . . .

باران باش

برچسب ها:
Previous
  • شما در حال مشاهده بایگانی نيمه خالی ليوان برای زمان آبان, ۱۳۸۸هستید.