Archive for آبان, ۱۳۸۷

۱۰م آبان
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

O  بودن سخت می شود وقتی اکثر کسانی که به تور اَت می خورند AB  هستند

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۸م آبان
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

دفاع و مقابله به مثل ِ تو وقتی
معنی میده که حمله ای در کار باشه.

وقتی اصلا فرقی نمی کنه تو باشی یا
نباشی… اون وقت تو هی توپ رو تو زمین خودت نگه دار و پزش رو بده …

ما که خیلی وقته رفتیم تو رختکن…
بازنده!

 

·        
خدا من را ببخشد. . . برای معدود
وقتهایی که رک می شوم!

 

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۲۸م مهر
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

فقط کافیه سرت یه جای ِ این دنیای مزخرف گرم بشه ، اونوقت خدا رو هم با همـــــــــــــه خدا بودنش به راحتی فراموش می کنی ، آدمها که … چه ه ِ….. !

 

·         از دل برود! هیچ فرقی هم نمی کنه از دیده برود ؟  نرود ؟ . . .  !

—————————————-

برای یک دوست خوب: تولدت مبارک :)

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۲۱م مهر
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

آدمها خصوصی ترین تصمیمات زندگی شون رو با دو دسته در میون می ذارن:

 

·         اونهایی که جزء مهمترینهای زندگی محسوب می شن

·         اونهایی که هیچ وقت توی زندگی محسوب نمی شن.

.

اولی به خاطر اینکه برات مهمه ، دومی بخاطر اینکه برات هیچ فرقی نمی کنه!

 

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۱۳م مهر
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

بیا دو دست در دست هم بچرخیم و عمو زنجیر باف بازی کنیم….

اگر من “دختره اینجا نشسته گریه می کنه” شوم ، تو که تنهایی دور من نمی چرخی! آن وقت بازی خراب می شود…

پس

برای شادی تو ، عمو زنجیر باف بازی می کنیم :)

 

·         غصه من را نخور. بعضی ها ساخته شده اند برای بازی های انفرادی. . .

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
  • شما در حال مشاهده بایگانی نيمه خالی ليوان برای زمان مهر, ۱۳۸۷هستید.