Archive for مهر, ۱۳۸۷
وقتی صدا دیگه اون صدای همیشه گی نیست ….
نمی شه گفت ” تنها صداست که می ماند ” ….
.
.
چرا که این تنها توئی که می مانی.
· سوره ص آیه ۷۶: گفت من از او بهترم مرا از آتش آفریدهاى و او را از گل آفریدهاى
-
و بعد از ۷ سال… اولین وبلاگی که ۲ سالگی اش را زیر دست من دید.
-
دیگه دوستش ندارم … ببخشید
-
یک جورهایی مطمئنم که ۳ سالگی ای برات در کار نیست، لیوان زشت من
-
پستهام به تراژدی های غمناکی تبدیل شدن برای دنیای کوتاهه نویسی
-
تجربه ثابت کرد وقتی کمی عاشق می شم و یا کمی متنفر، نوشته های اینجا قابل خوندنتر میشه . با وضع موجود بعیده حالا حالاها تحولی در پستها دیده بشه
-
ببین… بودنت قوت قلبه ، می دونی؟
-
به یاد دوست عزیزی که قالب اینجا رو برام طراحی کرد ، و دوست خوبی که هدر رو بهم کادو داد، هر جای دنیا هستین شاد باشین
-
حالا دیگه farofu معنی نداره…. تو که خیلی وقته اینجا رو پیدا کردی و می خونی!
—————————
۱٫ پست شماره صد
۳٫ اینها رو توی آرشیو عکسهام پیدا کردم ، اون روزهایی که به دوست طراحم گیر داده بودم بدو بدو من قالب می خوام … و اونم اینجوری ازم انتقام می گرفت : عکس شماره ۱ و عکس شماره ۲
حالا که کار از کار گذشته ، لیوان لیوان نوشدارو پر می کنه می ده دست من و کیلو کیلو به جان ِ نداشتهء سهراب قسمم می ده که …
-
من می گم رستم اگر خیلی مـــــــرد بود ، بعد از آن حادثه… یا خودش را می کشت… یا می رفت برای همیشه گم و گور می شد !
آن موقع ها خیلی چیزها داشت ، اما یک چیز را نداشت …
حالا این موقع ها. . . آن یک چیز را دارد، اما نمیدانم خیلی از آن خیلی چیزهایی را که داشت چرا دیگر اصلا ندارد
-
آن چیزهایی را که داشتی خیلی بیشتر از این چیزهایی که تازه داری دوست داشتم.
- آقا کد ۱ هم جزء این تبلیغ محسوب می شه؟ من از
اول می دونستم این خط من یه چیش میشه! - دقیقا با چند تا همراه اول؟ (لایحه حمایت از
خانواده!) - تنهاییم را با تو قسمت نمی کنم ، همراه اول!!
