Archive for مرداد, ۱۳۸۷

۵م مرداد
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

 چیزی به اسم آدم فوق العاده وجود نداره .

هر وقت به این نتیجه رسیدی که کسی فوق العاده ست ، مطمئن باش درست نشناختیش.

  •  بد نگاه نکن به من ، هر کسی از رو تجربه هاش حرف می زنه خب
برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۴م مرداد
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

من فهمیده ام دیگر…. مشکل از من و تو نیست .

همه اش تقصیر این زمانه ء ترسوی بی جُربزه است  که هر قدر کمتر بازی بلد باشی ،خاک بر سر! بیشتر حال می کند با تو بازی کند!

  • کیست که کم بیاورد؟
برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۲۵م تیر
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

سالها پیش روزی بود به نام روز زن . یک روز ذکور به خودشان آمدند که: اوه ، پس چرا ما روز نداریم؟!آنها حواسشان نبود که در اینجا همه روزهای سال به نامشان است!
و بدین گونه حتی طاقت تنها چیزی را که زنان در این نظام گوگولی مگولی داشتند و آنها نداشتند را نیاوردند و به ناگاه

  • روز مرد ! اختراع شد.
  • مبارکه خب! چیه؟
برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۱۶م تیر
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

خودم را زده ام به کوچه علی چپ زندگی…!

کوچه ء خوبیست این علی !

کلی از فکر و خیالهای من کم کرده از بس که دیگر فکر نمی کنم!

 

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۱۵م تیر
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و … رفت!

  • چرا عادت کردیم منتظر منجی باشیم… توی همه چیز؟
  • روشنی شنها رو عشق است اصلا!!
برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
Previous
  • شما در حال مشاهده بایگانی نيمه خالی ليوان برای زمان تیر, ۱۳۸۷هستید.