Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۷
۲م اردیبهشت
۱۳۸۷
بیا ، بیا خدا ، من که می دونم دلت گرفته ، بیا بشین یه کم با هم حرف بزنیم!
- باشه باشه ! حالا چه فرقی می کنه دل ِ کی؟!…. تو یه دقیقه بیــــا بشیــــــن!
دیدگاهها خاموش
۲۴م فروردین
۱۳۸۷
حالا می خواهی نگویی … خب ، نگو! اما من خودم فهمیده ام … باید یک ربطی باشد، بین تو و همه این دنیا! وگرنه چطور می شود که وقتی ندارمت ، یکهو همهء تنهایی های این دنیا با هم جمع می شوند در یک دل کوچک و آنجا با هم هیئت راه می اندازند! فقط نمی فهمم دل به این کوچکی چطور جا دارد برای تنهایی به آن گُندگی؟!
- اینجا راهیست……. که از هــــــــــــــــــــــر طرف که می روم … به تو ختم می شود…
———-
یک بار برای همیشه: ۱. من ، او ندارم ۲. اینجا وبلاگ من است ، نه دفترچه خاطراتم.
دیدگاهها خاموش
