Archive for فروردین, ۱۳۸۷

۱۲م فروردین
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

زانو نمی زنم من

روی این سنگلاخ

ایستاده می میرم این روزها را

 

v       سال مهمی می شود امسال… احتمالا مهمترین سالِ ممکن در زندگی یک انسان

v       خدا گاهی حس می کنم واقعا شوخیت گرفته ، بدت نیادا اما گاهی اصلا با شوخی هات نمی خندیم

 

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۶م فروردین
۱۳۸۷
ارسال شده توسط

صداش کردم . با اون قد جینقیلیش اومد کنارم ایستاد .پرسیدم : محمد رضا ، هالهء من الان چه رنگیه؟

با دقت تمام چند ثانیه قد و بالام رو نگاه کرد و گفت…. قرمـــ … نه نه … صورتی !

از مادرش پرسیدم صورتی یعنی چی حالا ؟

توی موبایل یه فایلی رو باز کرد . سفید ، قرمز … ارغوانی ،آها… صورتی!صورتی یعنی …. عاشق!

 

v       تشویق حضار حاضر در جمع !! یکی نیس بگه این چیزارو تو جمع می پرسن آخه؟

v       این بچه از اول هم همه رو گذاشته بود سر کار… والا!

v       من همه چیز رو تکذیب می کنم !

v       خدا امسال رو به خیر کنه !

v       خب حالا .. عیدتون مبارک باشه … چیه ؟

 

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۲۵م اسفند
۱۳۸۶
ارسال شده توسط

زندگی یعنی … چشمهای تو ، وقتی می خندی

زندگی یعنی … حسـرت ِ من ، وقتی ندارمـــــت

زندگی یعنی … جای ِ پُرِ من ، توی آرزوهای تو

زندگی یعنی … تو ، همهء آروزهای من

.

.

.

زندگی یعنی همهء نداشته هایی که می خوامشون

زندگی یعنی همهء داشـته هایی که نمی خواهیشون

 

v       این زندگی هم شده مثل آدم و حوا ، ما وبلاگ نویسها پست کم میاریم سریع بهش گیر میدیم!

v       جمله اول از زیانم نمی افته، این روزها…

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
۱۷م اسفند
۱۳۸۶
ارسال شده توسط

فکر غلطیه که زندگی زیاد منتظر دست دست کردن ِما نمی شه

زندگی دُرست وسط ِ همین دست دست کردنها از دستهایمان می لغزد …. می افتد

 

o         سرخ ترین  سیب دنیا رو هم اگه زیادی نگاه کنی ، می گنده ! باید در اسرع وقت گازش زد… با پوست

 

 

———-

چقدر کم می نویسم اینجا… دلم براش می سوزه ، لیوان یتیم… 

دنیای عزیز منو به بازی دعوت کرده ، گویا بازی اینه که باید ۷ تا آهنگ نوستالژیک زندگیم رو بگم.

دلبستگی خاص به آهنگ جماعت ندارم ، اما چیزایی که یادمه رو می نویسم:

۱-       تو کلاس منتظر ، زنگ تفریح می شینم ، تا که این زنگ بخوره ، تو حیاط تو رو ببینم!!!

۲-       نوایی نوایی تو قدرم ندانی… اصولا از اول زندگیم می دونستم هیچکس قدر منو نمی دونه، انتخاب آهنگم نشون میده!

۳-       یادش بخیر بچگی ها ، اتاق اسباب بازی ها ، رنگ کردن صورتکها … امشب عروسیه توه ، چشما به دنبال توه! حلقه زرد عاشقی مهمون دستای توه….!(سیلوئت) چه دلخوش بودم بابا!

۴-       هر چی آروزی خوبه مال تو ، هر چی که خاطره داریم مال من…( خواجه امیری) خداییش شعرش مال کیه؟

۵-       تو که بارون رو ندیدی ، گل ابرا رو نچیدی ، گله از خیسی جاده های غربت می کنی!(قمیشی) از عجایب اینه که این آهنگ رو هیچ وقت کامل خودم نداشتم ، هنوز هم!

۶-       زمستون افشین مقدم رو مگه میشه نگفت؟

۷-       ؟؟

بزرگان به بزرگی خودشون ببخشن که من درست بازی بلد نیستم… همینم آخر تلاشم بوده.وای من خیلی ها رو دوست دارم دعوت کنم… چی کار کنم همه رو بنویسم؟ دوست دارم ببینم اینا چی گوش می کردن…

یه عالمه حرف ِ سابق –  دستپاچه –  انارام-  خریت انتها نداره – چند خط پاییز – و… همه اونهایی که لینکشون پایین صفحه است!

برچسب ها:
دیدگاه‌ها خاموش
  • شما در حال مشاهده بایگانی نيمه خالی ليوان برای زمان اسفند, ۱۳۸۶هستید.