Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۶
برادرمون تکنیک طراحی کرده با این فرض اولیه : “فرض می کنیم من و شما و آزمایشگاه و دستگاه… با یه فرکانس ثابت دور هستهء اتم می چرخیم!” بعدش… با این فرض، چندین هزار صفحه آزمایش و روش و نتیجه و تفسیر کشیدن بیرون !!!!
ü ببین ! من آبروداری می کنم دنبال فرضت رو نمی گیرم !! ولی از همون دنیا دعا کن من این درس رو نیافتم… وگرنه …. آره!
ü نیوتن ؟ … کجایی؟… دلم برات تنگ شده . تو چه مرد خوبی بودی…..!![]()
یه دوست ِ خوب، مثل لیوان شخصی آدمه… هر کجای دنیا که بری، دوست داری توی اون آب بخوری و حتی بهترین آب دنیا هم بدون اون، مزه همه چی میده جـــز؟ آب!
و اما دوست بد، عین لیوان دهنیه! که گاهی از شدت عطش مجبوری چشمات رو ببندی و … بهش لب بزنی (عق!)
ü من یکی حاضرم بمیرم از تشنگی ولی توی لیوان دهنی آب نخورم! واسه همینه که دوستای دنیای واقعیم به عدد انگشتهای دست هم نمی رسن… مگه آدم چند تا لیوان شخصی می خواد؟!! ها؟
سیب کاشتی خرزهره برداشت کردی؟…خب؟حالا چرا شلوغش می کنی؟
بابا به روز باش! گذشت اون زمون که از هر دست می دادی از همون دست می گرفتی ! الان اگه خیلی خوش شانس باشی، از هر دستی که بدی ، از هیچ دستی هیچی نمی گیری!
ü آخ آخ آخ… خدا نکنه که بدشانس باشی!
اون وقته که تازه می فهمی بعد از ۳- ۴ ساعت علافی توی کلانتری و شوارای حل اختلاف و دادسرا و نهایتا دود شدن دو سه میلیون تومن پول ناقابل، چقدر یه فنجون چایی داغ تازه دم می چسبه!
ü بابا من آب پیدا نمی کنم….وگرنه قادرم تو نصف لیوان آب رکورد ۱۰۰ متر کرال مردان! رو بزنم…. آره داداش!!!!
بله ، منم قبول دارم که عشـــق، خیلی چیزا رو حل می کنه…
فقط یه مشکل کوچیک هست،اونم اینکه…
عشق، خیلـــــــــــــــــــــــــــــــی چیزا رو هم حل نمی کنه!
ü بعضی چیزها اونقدر بیلبورد هستن که …. نیاز به “مثلاً ” ندارن !

