۹م اسفند
۱۳۸۵
دیگه فهمیدم هر روز که پیرتر می شم، پُر تر می شم از حرفهایی برای زدن… و خالی تر می شم از کس هایی برای شنیدن…
ü نمی دونم این همون تنهاییه… یا چیزی بدتر… ولی هر چی که هست… سخته!
دیگه فهمیدم هر روز که پیرتر می شم، پُر تر می شم از حرفهایی برای زدن… و خالی تر می شم از کس هایی برای شنیدن…
ü نمی دونم این همون تنهاییه… یا چیزی بدتر… ولی هر چی که هست… سخته!
باید خالی شد
و پر
از هر آنچه حسش نامی
سخته؟ واقعا احساس میکنی سخته؟ شاید سخت ترش این باشه که مث من هر روز که میگذره، ببینی که هنوز هیچ حرفی واسه گفتن نداری. هیچ حرفی. و اونوقت حاضری به هر طریقی که شده یه راهی پیدا کنی که ثابت کنی حداقل وجود داری …

تازه سخت تر ترش اینه که یه جایی بری و با کلی فشار روی مغزا بخوای کامنت بدی، ولی آخرش مطمئن نباشی که این کامنت تأیید میشه، خونده میشه یا نه … کامنت هایی روی هوا …
aziz nist…ama to motmaeni ke tanha shodi!??!?
perfect! exactly the way I feel right now
Thank u
خوب هر کی پیرتر میشه قر قرو تر میشه این را که قبول داری!
من تازه خالی تر میشم از حرف واسه گفتن
اسم این چیه؟
تنهایی عزیزه کی گفته؟؟منم یه وقتایی خودمو دست کم میگیرم ولی به نتیجه تو می رسم.صب کن اونام به سن تو همین فکرو خواهند کرد
ترشیدگی همین چیزا رو هم داره
میدونی…هر چی پرتر میشی،خودتم کمتر دلت می خواد حرف بزنی و این یعنی تنهایی و سخته!
این ها علائم جوونیه.
وقتی کاملا پیر شدی،
دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه
و کسی که حرف نزده ای باهاش داشته باشی
سلام
مطالب وبلاگت جالبه
به دل میشینه
موفق باشی
راست میگیا!!
الکی نیست که می گن بزرگترین حقیقت دنیا تنهاییه!!!
تو تنها نیستی
خالیم نمیشی از کسهایی برای شنفتن
آدمان که هر روز بیشتر و بیشتر درگیر خودشون میشن
آخرش به حرف من رسیدی! همه جوونا خیلی زود
خودشون رو پیر می کنند، فکر می کنی اینطوری پر هستیم؟
به نظر من، اینجوری پرترین سطل آشغال و
خالی ترین لیوان دنیا هستیم!
آره همون تنهاییه
این صدای پاایین چه با نمکه
تنهایی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لامصب چه جمله روشنفکرانه ای بود!
به نظرم باید برعکس باشه
چیز تازه ای نیست، همیشه حرفهایی هست برای نگفتن. و همیشه کسایی هستن که فقط تمایل دارن همون حرفایی رو که نمی خوای بزنی گوش کنن! اینه که بده لامصب…
tanhaee ke bad nist
وااااااااااااااااای! فک کن یه ستایش داریم با دندون مصنوعی…با گیسای سفید و یه دل پر واسه گفتن!
حالا ستایش می دوه دنبال نوه نتیجه هاش که براشون از دلش بگه اونا هی دارن در میرن…
ننه بزرگ پیر الهی!
نمی دونم!
ولی من این رو دوست دارم!
یه جور خاصی به اینجوری بودنم و موندنم اعتیاد پیدا کردم!
لیوان جان … ممنونم از انتقادت … و اینکه مثل بقیه نیستی یا تظاهر میکنی که نیستی … مطمئن باش دفعه بعد که بیای مشکلی به اسم رنگ بد لینک در کار نیست تا چشمهای یه لیوان نیمه پر نازنین رو از کاسه در بیاره …
سلام

ممنون که سر زدی نظر لطفته وبلاگت عالیه
راستی خوشحال می شم با هات تبادل لینک کنم
یه چیزی تو همون مایه ها ..!
می خوای ساز مخالف بزنم برات ؟ خوب می زنم ها
…. 
قبلا هم کسی نبوده ولی نمیدونستی مای دیر!
ادما دروغکی گوش میدن
… وقتی تنهایی مجبوری خودت رو گول بزنی که عزیزه !!! …
…
… یه تیر ماهی دیگه
خیلی ملموس و ساده می نویسی

مثل همیشه لذت بردم
منم به روزم
پیر…؟؟؟؟؟؟… اختیار دارین… شما که تازه اول جوونیتون… عزیزم…
وقتی کسانی که دوستمان دارند تسلیم خواب می شوند، هیچ اتفاق بدی نمی تواند بیفتد. اگر آنها بخوابند، پس اطمینان حاصل کرده اند که ما دچار هیچ حادثهء هولناکی نخواهیم شد!
وبلاگ من از خواب بیدار شده.خوشحال میشم بهم سر بزنی .قول میدم نذارم اتفاق بدی برات بیفته!!
سخت آسونه !!!!!!!! ((((آپ))))
یاد این شعره افتادم :
دیروز جوانی و امید و هوسی/ طالب به کسان بسی و مطلوب بسی
امروز-که کس چنین مبادا هرگز- / نه خواهدمان کسی نه خواهیم کسی
ننه جون بیا پس باهم بریم پارک دوتایی واسه هم حرف بزنیم. سبزی هم میگیرم پاک کنیم
من از تنهایی بدم میاد اما زمانی هست که تنهایی از همه چی واست عزیزتر
میشه
زیاد سخت نگیر عزیز دلم
پیریم بد دردیه!
سلام
قبول دارم . همه همینجوری هستیم . اما گاهی ورود یه نفر به زندگیمون باعث میشه این ریتن حداقل برای مدتی عقب بیفته و یا …..
شاد باشید لطفا”
تنهایی بده. چیزی از اون بد تر وجود نداره.
سخته. اما مثل همیشه میگذره!
ببخش. خیلی دیر اومدم
نه هیچکدوم نیست… این یه تذکره! یه نشونه!
هفته جهانیه تنهاییه گویا@! همه به یادشن
من تنهایی رو دوست دارم . چون تمام مدت تنهایی رو میتونم به لحظه های با هم بودن فکر کنم و شاد باشم .
ما بر عکس شما
وبلاگ ریبایی دارید . امیدوارم لیوانتون بلاخره پر بشه
سلام
چیز بدتره
راستی رفیق گل! من اون صدای گوچولوی نازنینتون رو تازه شنیدم! می شه براش مرد! حتی می تونه مرد رویاهای من هم باشه 
عادت می کنی … من که عادت کردم
سلام…سخت…سخت تر از…هییییی…عادت کردیم…یا حق…
سلام.این دیگه خیلی بد بینانه است .دیگه نیمه خالی لیوان هم نیست .اسن فضای بیرون لیوان هست.تازه تعداد شنونده مهم نیست .کیفیتشون مهمه
واقعی هستن
اما بی ثبات
ولی موافقم، بازم ۱۰۰ رحمت به زنجیره های بادبادک
همه راهها به همین ختم میشه … چه پر باشی چه خالی … آخرش تنهایی …
سلام
از وبلاگ کوچه اینجا رسیدم
گمونم این چیزی بدتر از تنهایی باشه
بهم سر بزنید منتظرم
سلام عزیزم
نمیدونم مث اینکه منم به همینجا رسیده بودم خیلی وقت پیشتر از این یه عالمه داشتن حرف…یه عالمه نداشتن هم صحبت…..آره درست همینجا…الان نمیدونم کجام
خیلی سخت
پیر شدی ها
pربطی به سن نداره
حرف نداره حرفت…
این درد اج گرفتنه..
اما من برعکس! هرچی میگذره پر میشم از حرفهایی برای نگفتن!
سلام
این جا(وبلاگ ها) پره از این ادم های تنها…..
بحث بزرگ شدن و تنهایی که می شه دلم می گیره …
بدم میاد از اونایی که فکر می کنند شرایط زمانه هرجا که بردشون باهاش باید برن!!!اونوقته که ماها تنها می شیم…..
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم.. سهم کمی نیست…
بلاگتان واقعا زیباست.. با اجازه لینکش می کنم
دست نوشتهای خوبی داری
جالب و صمیمی
آپم
.
.
دعوتی به سرای دلتنگی ام!
اون آدمهایی برای شنیدن رو باید دنبالش باشی تا پیدا کنی …دنبالش باش نه به خاطر اینکه همه این کار رو می کنن به خاطر اینکه حرفهات ارزش شنیدن داره شنوندش رو بجو…موفق باشی.
تنهایی اینجوری شاید بهتر از تنهایی با خودت باشه
سلام!
جالبه نوشته هات
متن ین پستم یه جورایی به تو و وبلاکت مربوطه بیا بخون!
عالی بود…همین رو می تونم بگم…