۵م بهمن
۱۳۸۵
حرفهای مفتت سهم من
مهربونیات مال اونها
خیلی خوبه ! آخه رسم زمونست.اونی که بیشتر بهش مهربونی کنی، زودتر پشتت رو به خاک می ماله!!
نامردم؟…بیخیال بابا…جوونمردی خیلی سال پیش تو گود ِ زورخونه ها دفن شد!

اوه اوه هوا پسه! ستایش نامرد می شود.(خوب اگه بخوای واقع بینانه نگاه کنی از اولش هم بوده !) حالا کی بوده؟ عکسشو بده پاره کنم واست!
آقا رو…..
قدیما می گفتن عکس بده جنازه تحویل بگیر…. مردای الانین دیگه!:پی…
نمی خواد…! زمونه داره کارش رو می کنه… پا توی کفشش نمی کنیم!
سلام


.
.
راستش نمی دونم چی بگم
.
.
اما به قول خودت رسم زمونست و کاریش نمی شه کرد!!!!!
.
.
همیشه قسمت پر لیوانت رو نگاه کن
.
.
اومدم تو هم باید بیای
.
.
فدا فدا
سارا
مگه من چمه که به گروه خونی من نمی خوره!؟ هر چی باشه بهتر از اون لیوان نصفته که اصل تبخیر و تقطیر و میعان سرش نمی شه!
بـــــــــــــــله پس چی فکر کردی تازه زمونه بدتر از اینم میکنه
تا کسی میفهمه داری مهربونی میکنی همچین میگذارنت کنار که خودتم نمیفهمی از کجا خوردی
جوونمردی هم که قربونش برم انگار هرچی تو این روزگار نامردی کنی باحال تری !!
سلام.این رسم دنیاست کسی را که دوست داری دوستت نداره و کسی رو که دوست نداری دوستت داره

شک نکن یه روزی حرفای مفت سهم اونام میشه…
اول ممنون که سر زدی
دوم ممنون که نظرتو نوشتی
سوم پس حرفای مفت من سهم کی ؟
جونمردی هم هست هنوز ولی باید ببینی جونمرید رو تو چی میبینی
…………………
مثل همیشه به به به این وبلاگ
بابا پهلووون رخصت….
عژیژم معمولا همین جان فشنایاته که ما رو چشم و گوش بسته وادار به دوست داشتنت می کنی دیگه!:دی
این تقسیمو کی انجام داده ؟ نیمه پر لیوانتم همچی چنگی به دل نمیزنه ! همین الان ابی داره میگه : خسته از بار این بودنم . . . !
بدخواه مدخواه داری بگو قیمه قیمه ش کنیماااااا
ای بابا مگه من چی گفتم…

قربونت بشم ستایش جان همون دوری و دوستی
عجب!! منو بگو که هنوز دنبالش میگردم! پس مرده؟!!

دیگه نمیگردم خوب
همیشه همین طوریه!!!
عذر می خوام که دیر سر زدم…
rast gofti vaghan
به سلامتی هرچی نامرده ..
که اگه نباشن مردها معلوم نمیشن..
هر کسو بیشتر دوست داری، زودتر دلت رو میشکنه! شنیدی که؟
مرسی بابت لطفت به نوشته هات دوست من
نه مردونگی قدیما را دست دارم و نه به نامردهای حالا می شه اعتماد کرد!
می خوام رو بازوم خال کوبی کنم: رفیق بی کلک , مادر.
بدین وسیله تصحیح میشه:
مرسی بابت لطفت به نوشته هام دوست من
سلام

مثل همیشه …….عالی بود !
راستی ….وایستا بینم تو بودی که میگفتی اینقدر در مورد نامردی این جهان و مردم اون توی وبلاگت ننویس !؟
بی خیال دنیا که کار خودش را میکنه و مردم اون هم که کار خودشون را ….خنجر زدن از پشت …!تنها راهش اینه که دوستان پشت همدیگه را خالی نکنن !تا جایی برای خنجر نمونه!
فعلا
من اینقده نامرد رزل دوست دارم
بی خیال جوونمردی… مال کتاب قصه هاست… الان هر چی زودتر بتونی… بزنیش زمین برنده ای…
گاهی وقت ها نامرد ها بهترین ها هستن !
!!
آپ دیت وب من هم به زودی
منو یاد این شعر انداختی:
« هرچی آرزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من »
سرویس طلا و سکه مال تو
فقط این نصفه هزاری مال من
پارتی و جشن تولد مال تو
کارای سخت اداری مال من
دست و پا و چشم و گوشم مال تو
بقیهَ ش اگر بذاری مال من
هرچی پول در میارم من مال تو
هرچی که تو در میاری مال من
افتخار و باکلاسی مال تو
التماس و پاچه خواری مال من
هرچی موسیقی ِ شاده مال تو
کاستای افتخاری مال من
فهم شاخه های گل برای تو
درک لوله ی بخاری مال من !
این شبای پرتقالی مال تو
روزای آب دوغ خیاری مال من
هرچی خواسته ی جدیده مال تو
وعده های خواستگاری مال من
تخت و مبل راحتی مال تو
جنب و جوش و هر فشاری مال من
همه ی کارای دنیا مال من
پس دیگه مونده چه کاری مال تو؟!
همین که گذاشتی یه نفر پشتت رو به خاک برسونه
عین جوونمردی به خدا. به بنده خدا لطف کردی
حالا بلند شو ، خودتون بتکون، سرت رو بالا نگه دار!
در نتیجه مهربونی مطلقا ممنوووووووووع….
حتی زمان گود و زور خونه هم فقط یه توهم بوده.
واسه ۴۰ چراغ نامه نوشتی؟
بشه و نشه
چیزی که بیان است چه حاجت به …..