Main image
۵م آبان
۱۳۸۵
ارسال شده توسط

منم اینجوریم!کلمات و حرکات یادم نمی مونه…ولی اثراتشون برای همیشه تو وجودم ثبت میشه.

پس خواهشا بدون دلیل ازم قبول کن که خیلی وقته دوستت ندارم،فقط تحملت می کنم… یه تحمل آمیخته به احترام!

 

تنها چیزی که دلم رو می سوزونه اینه که دیگه تا آخر عمر هیچکس نمی تونه نقش تو رو برام ایفا کنه…

 

بدون دیدگاه

  1. ۰۵/۰۸/۱۳۸۵

    باشه.. من به خواسته ام احترام می ذارم..

  2. ۰۵/۰۸/۱۳۸۵

    خواسته ام = خواسته ات !!

  3. ۰۵/۰۸/۱۳۸۵

    خیلی مهمه که قبول کنه که تحملش میکنی؟! من فک نمیکنم آ! بیا در یه اقدام ناگهانی بیخیالش شو…اونوق ببین چیکا میکنه!!

  4. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    آخی….

  5. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    بی خیال. یه کلمه بگو ضد مردی و خودتو از دستش رها کن. اون از فکر افکار تو اذیت بشه بهتره تا اینکه تو از بودن اون !!!
    یادت باشه هر کسی نقش خودشو ایفا می کنه. حسرتی که تو می خوری از ترس اینه که هیچ نقشی را دیگه دوست نداشته باشی!!!

  6. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    بدم میاد از این روزایی که داری مگذرونی.یه حس بد بهم دصت میده وفتی بهش فکر میکنم

  7. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    سلام.دوستم .تحمل امیخته با احترام یعنی یک رشته ناگسسته .شاید بشه همه چیز زیبا بشه

  8. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    اینجور موقع ها من یکی با خودم دعوا دارم که چرا نمی شه دوستتون داشته باشم… بعد چند روز هم میشه… لطفا از زندگی من برین بیرون نمی خوام خاطره های خوبم خراب بشه….

  9. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    سلام عزیز
    به من گفتند تو این جور مسایل (مسایل خانوادگی) ابدا دخالت نکنم. پس من یک گوشه ای همین دور و بر ها دستم رو می گذارم تو گوشم و آهسته نگاهتون می کنم!این شکلی
    شاد باشی

  10. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    منم دلم از همونی که دلت سوخته سوخته!
    در چه حالی ستایش؟

  11. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    به همه عشق به ورز به تعداد کمی اعتماد کن و به هیچ کس بدی نکن …

    وبلاگ تو همیشه در لینک دوستان باغ مهربانی من خودنمایی خواهد کرد .

  12. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    من ۴۵ خط نظر دادم …..

    اما ثبت نشد . حال ندارم دیگه بویسم . مشقام عقب افتادن .

    بی خیال شو ، بی خیاله همه چی ….. به کسی هم اعتماد نکن ….

    شاد باشی .

  13. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    آخی ی ی ی ی ی ی ی
    دلم براش سوختید

  14. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    دقیقا میدونم چی میگی!

  15. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    راست میگی. بعضی ار رابطه ها باید خیلی وقت پیش تموم میشد.

  16. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    راست میگی. بعضی ار رابطه ها باید خیلی وقت پیش تموم میشد.

  17. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    منتظرم ببینم این ماجرا تا کی ادامه پیدا می کنه!

  18. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    کلمات و حرفها هچ وقت از ذهن و دلم پاک نمیشه
    حتی زمانی که مجبورم به روی خودم نیارم
    اونا با من می مونن و با من هم خونه همیشگی میشن

    عیدتون مبارک

  19. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    مجبور نیستی تحمل کنی

  20. م
    ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    چه حس بدی داری
    کاشکی این حالت تموم بشه
    میفهمم

  21. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    the oscar goes to….!!!
    یعنی انقدر هنرپیشه اس؟!

  22. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    چه احساس بدی.میفهمم. تحمل کردن همراه با احترام هم حد داره . شاید زمان برای این احترام هم گذشته و تموم شده. مواظب وقتش باش. آخه من تجربه اش کردم. بعداز یه مدت احترام تبدیل به یه چیز دیگه میشه.

  23. ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    راستی با اجازه لینکتون رو اضافه میکنم.

  24. paria
    ۰۶/۰۸/۱۳۸۵

    setayesh jan,man nemidonam chera ama fekr mikonam nemitoni ba ehsaset mobareze koni.to alan dari be khodet dorogh migi,man motmaenam dosesh dari v on az zehno delet pak nemishe.

  25. ۰۷/۰۸/۱۳۸۵

    دلم گرفت!!

    بندازش دور…

  26. ۰۷/۰۸/۱۳۸۵

    ولی همه ی اینا به قلبم فشار میاره :(

  27. ۰۷/۰۸/۱۳۸۵

    نناقای من میگه بعضی از آدما بد وجودن بعضیام خوش وجود ! فکر کنم خوبی و بدی وجودشونو چیزایی که توش ثبت کردن معلوم میکنه . اصلا” به کسی چه مربوط !؟

  28. ۰۸/۰۸/۱۳۸۵

    اتفاقآ منم اینجوریم !!

  29. ۱۷/۰۸/۱۳۸۵

    چرا تحمل؟؟
    سخت ترین کار مگه تحمل کردن یک چیز نیست
    ؟